تجربه ی زیبا
(امیدوارم از گذاشتن این پست پشیمون نشم ...
دوست دارم شما رو هم در یه تجربه ی قشنگ شریک کنم
، اگه دوست دارین تا آخر باهام همراه باشین! شاید این پست یه کم گنگ به نظر بیاد، چون زیاد دوست ندارم توی وبلاگی که برای خالقم زدم و می خوام تا آخر از اون بنویسم، چیزی از زندگی خودم بگم، هر چی باشه می خوام برای اون و بندگان اون باشه

قضیه اینه که برای خودم یه مشکل جسمی پیش اومده بود که خیلی اذیتم می کرد، این گذشت تا اینکه از شما خواستم برای همه ی درمونده ها دعا کنید و از خدا بخوایین حال و روز هر مریض و کار گره خورده ای رو به دست خودش حل کنه ...
نمی دونم چه جوری بگم، از اون روز به بعد احساس کردم روز به روز حالم خیلی بهتر میشه، یه جورایی روند بهبودیم خیلی سریع شده بود، الان فکر کنم دوره ی درمانم به نصف رسیده ولی تقریبا دیگه مشکلی برام نمونده ... 
یه جورایی مث اینکه ماها که برای دیگران دعا کردیم ( من که نه، شماها، من دعام تا آسمون اول هم بالا نمیره، از همون جا برگشت میزنن و صافتقیم می خوره توی کمرم
)، دعاش گردن خودمون رو هم گرفته، باور کنید حتی همون یه لحظه ای که دلتون جایی دیگه ای نبوده و داشتین فقط به شفای هر بیماری فکر می کردین هم کار خودش رو می کنه
قدر دلهای پاکتون رو بدونین، نزارین مث دل من سیاه و کبود بشه، دیگه نشه نیگاهش کرد، بزارین اونقدر پاک و بلوری بمونه که تا هر موقع خواستین از میونش به اونی که همیشه جاش توی دلتونه نیگا کنین، قدر این پاکی دلتون رو بدونین، خیلی پاکین به خودش قسم
)
خدایا! ممنونم ازت که بهم یاد دادی برای دیگران قدم بردارم تا تو هم برای من قدم بردای! به اینایی که دارن این نوشته ها رو می خونن هم یاد بده. ( البته فکر میکنم همه شون بلدن، من شاگرد تنبله بودم
)
خدایا! ... نمی دونم چی بگم، شکر بی کران تو را !
____________
پ.ن: دوستان خوبم، ممنونم که نگران حال دوستم هستین، به یاری خدا انشالا!
پ.ن:پروفایل! پروفایل...! پروفایل رو بگو! پروفایل درست کردم، بفرماید بخونید ... ببینید من چه جونوری هستم ! ( دور از جون
) منتظر نظراتتون در این باب هم هستما! 
پ.ن: ادامه مطلب هم دارم ...

من اگه پس فردا سرم رو گذاشتم مردم،
این فرشته هات نیان خِر بی صاحاب ما رو بگیرن بگن : ... ! هی ... با تونم!!! کجا سرت رو پایین انداختی میری؟



خدایا! هر موقع مردم، از اون فرشته خوبات برام بفرس،
از اونا که حالا دفعه ی اولشونه پرونده ها رو می بینن! از اینا اگه بیان، دیگه من کجا برم!!
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش * کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی؟؟؟