عید اومده
عشق ، دوستی ، محبت ، سلامتی ، صلح ، آزادی ، ثروت ، شادی ، صبر ،خوشبختی ، صداقت ، آرامش ، معرفت و ......
از خدای بزرگ آرزومندم.
"""^^^سال نو مبارک^^^"""
عشق ، دوستی ، محبت ، سلامتی ، صلح ، آزادی ، ثروت ، شادی ، صبر ،خوشبختی ، صداقت ، آرامش ، معرفت و ......
از خدای بزرگ آرزومندم.
"""^^^سال نو مبارک^^^"""
امیدوارم سال خوشی رو به پایان برده باشید، و سال خوشتری رو شروع کنید، سالی پر برکت و پر مایه و... ( این نقطه چینها رو آخرش میگم
(می میرم برای این نیش تا بناگوش باز این بابا
) )
امیدوارم از شنبه سوتی ها و چهارشنبه سوریها و اِن شنبه ... ها و پنجشنبه ها، کلا جون سالم به در برده باشید ( من از پنجشنبه ها خیلی خوشم میاد، نمی دونم چرا، یکی از دوستام میگفت برای اینه که روز بعدش تعطیله ! من هم بهش گفتم برای ما که هر هفت روز هفته تعطیلیم، چه فرقی می کنه؟ هنوز جوابم رو نداده ! )
دیگه اینکه امیدوارم به تصمیمهایی که دارید برای سال جدید میگیرید خوب فکر کرده باشید ( اکثر سالها تصمیمهام یکی بوده، چون هیچ موقع نتونستم به تصامیمم ( جمع مکثر تصمیم کبرا یا صغرا ) جامه ی عمل بپوشونم، یا اینکه لباسی که براش دوختم اندازه نبوده یا درست برش نخورده بوده ! خلاصه کنم، به قد و قیافه ام نمی خورده، هر سال دوباره همون تصامیم رو تجدید خاطره می کنم، جالب شده دیگه، ولی خورده مورده تصامیمی هم هست که بشه گفت توی هر سال به مرحله ی اجرا در اومدن )
آخرین امیدواریم اینه که امیدوارم ریشه ی امید توی وجود هیچ بنی بشری نخشکه، امیدوارم همواره امیدوار بمونید، همیشه...
_____________
خدایا! توی این مدت، هیچ دعایی موقع سال تحویل بهتر از این دعا ندیدم، با تحویل سال ما رو هم متحول کن ( همون حول حالنای خودت )
خدایا! همه ی ما بنده ی توییم، اگه جز این بود، برای هر بهانه ای مث بهاری شدن، نوروز اومدن، شب یلدا و هزار تا بهانه ی جور و واجور دیگه توجهمون به سمت تو جلب نمی شد، اصلا این بهانه رو جور نمیکردیم، اصلا اگه جز این بود، با هر بهار و هر پاییز دلمون قیلی ویلی نمی رفت و زیر و رو نمی شد، بالا و پایین نمی افتاد و تالاپ و تولوپ نمی کرد ! ( عجب دلی !
)
خدایا! خودم رو به خودت می سپارم، باقی رو هم همین طور... ما رو به جمع بنده های خوبت بپذیر
همین
آمین
____________
یکی به ما نگفت این شکلک پکلکهای یاهو رو چه طوری بیارم اینجا، اینهایی رو هم که می بینید آورده ام از طریق آزمون خطا آورده ام ! یکی بگه دیگه !
اون نقطه چین ها رو هم خودتون پر کنید! ما رو هم دعا کنید رفقا
سماور رو تا آخرش زیاد میکنم، زیاد آب نداره، همین قدر کافیه، باید زودتر جوش بیاد
چرا شیرینی های زندگی اینقدر کوتاهه؟ مگه چی می شد، اگه تلخی های زندگی هم به همین اندازه کوتاه می بود؟ اینکه شیرینی ها و تلخی ها به سرعت می گذرند، اینکه طعم شیرین کنار شور معنا می شه... اینکه دنیا پره از تلخیه، اینکه بعد از هر سختی آسونی هست... هر سربالایی یه سرپایینی هم داره؟ اگه شیرینی زندگی زود تموم می شه، پس تلخی هاش هم موندگار نیس
می رم دنبال نبات، نبات زعفرونی تموم شده، نبات معمولی برمیدارم؛ خرده های نبات با سروصدای زیاد توی لیوان شیشه ای غلت می خورند، صداش توی ذهنم می پیچه، می چرخم سمت سماور، سماور رو کم میکنم تا یه کم از تب و تاب بیافته
دل من از دل این سماور پر تب و تاب تره، خدایا! فقط چند صباحی از چشیدن طعم شیرین زندگی زیر زبونم می گذشت، همیشه سرد و گرم روزگار این طوری کنار هم قرار میگیرن؟ همیشه اشکها و لبخند ها باهم سروده می شن؟
لیوان رو پای سماور میگذارم، آب جوش رو باز می کنم، بخارش توی صورتم میزنه، نبات ها با صدای ترق و تروق ترک برمی دارند و می شکنند، صدای بلورهای نبات که با هر ترک برداشتنشون قشنگتر می شن، گوشم رو بد جوری قلقلک میدن، خرده های نبات شروع به چشمک زدن میکنن
خرد و خاکشیر شدن و شنیدن صدای شکستن دل هم نوایی داره که نگو، پر سرو صدا، ترق و تروق میشکنه و خرد می شه، فکرم جایی دیگه ایه، ای کاش الان یه جای دیگه ای بودم، ای کاش روی پله های ورودی حرم امام رضا، به دیوار تکیه داده بودم و هق و هق گریه هام رو می کردم، خیلی وقته با صدای گریه هام غریبم، یا غریب! من که میدونم از اینجا هم صدام رو میشونه، من که می دونم نمناکی هیچ چشمی از چشمهای نازش پنهون نمی مونه، من که می دونم ... گونه هام دوباره گرم می شه، اما نه از بخار آب جوش نباتی که دارم هم می زنم
همون طور که دارم آروم آروم نبات رو هم میزنم، دنبال عرق نعنا میگردم، یه قطره اش کافیه، عطر خوبی داره... ، یه قاشق از آب جوش نبات رو می چشم، شیرینی آب جوش نبات با شوری اشک قاطی می شه، هنوز داغه ...
_________________
پ.ن1: تصمیم نداشتم امسال را با غم تمام کنم، ولی دلیلی هم نداشتم که سال جدید را با شادی شروع نکنم، اصلا تصمیم نداشتم تا سال جدید آپی بزارم، و کلا اصلا تصمیم نداشتم که به اینترنت وصل بشم، حالا دیگه شده
پ.ن2: خدایا! این دفعه فقط یه بار به اسم صدات زدم، چون به قول آسمون، موقع شادی ها همراهمی، موقع سختی ها هم توی بغل تو ام!
کاش..
دیگــه نای از تو خــونـدن نـداره
آخه زندگی براش بی تو که معنا نداره
سربه سرش نگذار دیگه کاری به کارت نداره
این روزا غمــی بــجز غم فراغــت نداره
خواب وصالت هم براش یه عالم شادی میاره
این شعر توسط دختر خواهرم که 14ساله هست گفته شده
منتظر نظراتتون هستم.
جزیره ایست دلم قهر کرده با دریا میان آب ولی خشک و تشنه جون صحرا ،چه انزوای بدی با خود می اندیشم چقدر فاصله بین من است و ماهی ها...
چون ماهیان که از عمق وسعت دریا بی خبرند،عظمت ژرفای عشق تو را نمیشناسم
و فقط میدانم:
که معبود این دل خسته هستی و اگر دیده از من بر گیری خواهم مرد...
هر چه شکر تو رو به جای آورم کم است، چی بگم؟ کم آووردم! من و توان تشکر از تو ؟
داره کم کم بهار میاد، بهاری که فصل زنده شدن می دونن، بهاری که همه چیز رو نو میکنن... سال نو! اصلا دنیا به تکاپو می افته، هوا بوی خاصی میده ... من که می دونم همه ی اینها بهانه است، یه بهانه برای نو شدن ما! مگه نه؛ این ور سال چه گلی به سر خودمون زدیم که اونور سال بزنیم؟ ( دوباره سال از نو و سالگار از نو ! ) ( این قسمت رو هر کی فهمید، من رو هم بی خبر نزاره )
خدایا! خواهشانه ازت میخوام با جوان شدن طبیعت دل ما رو هم زنده کنی!
یا حی! از باران رحمتت بر دل ما دریغ مفرما که این کویر با دم تو زنده می شود!
یا مقلب القلوب ...
خدایا! موقعی که این وبلاگ رو زدم، گفتم من توی این دنیای مجازی تنها می مونم، ولی دوستانی پیدا کردم بهتر از آب روان ...

برای یگـانه عشــــق عـــــــالم
خـــــــــودم و خــــــــــــدام
و
هوای دلهای همه شون رو بهــــــــــــــــــاری کن!
آمین ( از ته دل بگو، صدات برسه به خودشــا ! )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن: پیشاپیش رسیدن بهار رو به همه ی دوستان تبریک میگم ( چون به احتمال زیاد نباشم که سر وقتش تبریک بگم! و اینکه نتونم براتون کامنت بزارم، ولی برگشتم برای همه پست هاتون یه شاخه گل میگذارم، دروغ چرا، از اول راستش رو میگم، جواب داشتم، جواب میدم، نداشتم، یه گل خوشکل، چون همه تون گلید )
پ.ن2 : پ.ن بالایی پ.ن 1 بود
پ.ن3 :دوباره یادم رفت چی میخواستم بگم، ولی هر چی بود زیاد مهم نبود، مهم ها رو گفتم
پ.ن4 : با این احتساب کل پ.ن هام همون یکی بود که اول گفتم
پ.ن5 : آها، شاد باشید و باعث شادی دیگران هم بشید، این باعث می شه خودتون هم شاد بشید (از این شکلک های یاهو رو از کجا بیارم اینجا بزارم، اونی که همیشه نیشش تا بنا گوشش بازه رو می گم؟)
پ.ن6 : تا میتونین در مورد این مطلب و این وبلاگ نظر بدین، کمتر همچین موقعیتی پیش میاد که تا بعد از عید آپ نداشته باشم (تقریبا هر سالی یه بار)
پ.ن7 : خدا آسمون رو از ما نگیره، نبود معلوم نبود این وبلاگ رو کی می خواست آپ کنه (شدیدا به شکلک های یاهو نیازمندیم)
پ.ن8 : آااااااا، چقد پ.ن D;
و آنچه جزء مبارزه نیست از ترس فلج شدن است..