تجربه ی زیبا
زندگی؛ نغمه ی مستانه ی گنجشک، روی کاج دود گرفته ی شهر
زندگی؛ آواز قوی سپید، در دریاچه ی آرام پر ز درخت
زندگی؛ بوی آب جوی، در پیچش سنگ کف رود
زندگی؛ بمبستی رو به آزادی است
زندگی؛ گیر و داد فریادی است
در کوره راه این دشت وسیع
رو به همه یکرنگی ها
زندگی؛ جستن رنگ خدا، پرسیدن کوچه ی سبز،
از کودکی بازی گوش است
از مرد سپید پوش است
از مجنونی مد هوش است
زندگی؛ طپش تنبک تیز، در تنه ی توخالی و ترد تنم ...
...
... زندگی ..
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 13:8 توسط من گم را تو پیدا کن
|
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش * کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی؟؟؟