تا حالا به بچه ها دقت کردين؟ چرا اينقدر جذابن؟ چرا حرفهاشون اين قدر براي ما تازگي داره؟ چرا هر نقاشي کودکي براي ما جذابيت داره؟ و خيلي چرا هاي ديگه که فقط توي کودکان مي شه يافت

دنبال رد پای این چراها بودین؟ 

فکر مي کنم فقط يه چيزه که اگه از هر کودکي بگيرن همه ي اين  جذابيتها رو از دست مي ده و اون هم اينکه یه بچه هنوز که هنوزه جهان رو از ديد چشم خودش مي بينه، و هنوز هیچکس ديگه ديدگاه خودش به جهان رو به اون تحميل نکرده ، تا موقعي که ذهن کودک آلوده ي افکار ديگران نشده و خودشه که تصميم مي گيره هر کسي رو چه جوري ببينه، نقاشی هاش جالب و پر رمز و رازه، ايده هاش نو و جذابن، تا وقتی که معصوميت کودک به وسيله ي ديگران از بين نرفته همچنان حرف ها و کارهاش جذابن، همين که کودک ديد اصلي خودش رو از دست داد و به کمک حرف ها و صبحت هاي ديگران دنياي  خارج رو ديد، ديگه نمي شه ازش انتظار داشت که خونه اي بکشه که توي ذهن خودش پرورونده ، ديگه معصوميتش از دست مي ره، و به نظر من خلاقيتش به تقليد بدل مي شه، چيزي  که باعث مي شه کودک ديگه کودک نباشه، وتلاشي براي ساختن اونچه که درون خودش بوده نکنه، اينجاست که جهان خارج به کودکی کودک پیروز میشه و هر چي که دلش مي خواد رو به کودک تحميل مي کنه و از اين لحظه به بعد اسم اون کودک رو نميشه گذاشت کودک ، اون بزرگ شده... اگه خيلي تلاش کنه کودکيش رو حفظ کنه ، خدا مي دونه چه بلاهايي توي دنياي خارج براش پديد مياد ...

 هيچ وقت سعي نکنين اين خلاقيت رو از یه بچه بگيرين



چیه؟ راز و نیاز با خدا کجاس؟ همین جا! همه جا ! مگه اصن میشه؟؟

 خدایا! دلتنگ معصومیت کودکانه ام شده ام، دلتنگ نیاز های کوچیکی که به نظرم بزرگ می اومد، دلتنگ همون نیاز های کوچیک که الان هم برام بزرگه! الان هم برام بزرگه چون هنوز به بزرگی خالقم پی نبردم ... و گاهی تو رو شکر میگم که به بزرگیت پی نبردم، ولی باز هم یاری کن که ناآگاه نمونم.