انرژي هاي مثبت خود را برايمان بفرستيد , انبار نکنيد

.
.
.

در زمان قحطي ما فقط به کساني انرژي مثبت ميدهيم که از ايشان انرژي مثبت دريافت کرده باشيـــم

همچنان به ارسال انرژيهاي مثبت ادامه بدين، لازم دارم 

____________________________


مي دونيد يه دنيا چقدر مي تونه باشه؟ تا حالا سعي کردين عمق آسمان را تصور کنين؟ ... تا چه اندازه مي تونين بزرگ فکر کنين ؟ موقعي که بزرگ فکر مي کنين، چقد طول مي کشه که هنگ کنيد، تا حالا هنگ کردين؟ يه هنگ پر پرو پيمون؟ گيج شدم ( تعارف نداريم که، بزرگ فکر کردن و فکر هاي بزرگ به يه جايي که رسيد، ديگه ظرفيت سي پي يومون پر ميشه، قفل مي کنيم، دنبال دکمه ي ري استارت مي گرديم! ... مهم اينکه چقد مي تونيم دفعه ي بعدي بزرگتر فکر کنيم )

دنياي آدم ها به بزرگي فکرشونه، يه نفر جلو پايش رو مي بينه، يکي عمق افق رو ،يکي دور خودش مي چرخه و يکي حتي جلو پاش رو هم نگاه نمي کنه، مرتب در گذشته سير ميکنه، فقط از اين حرف مي زنه که کي چي گفت، چي کار کرد، من چي کار کردم... هيچ فعل آينده اي در جملاتش به کار نمي ره.

ميدونيد به چي فکر ميکنم، سعي کردم خودم رو جاي يه آدم مثلا کار درست بزارم، بعد از نگاه اون به يکي که همه اون رو نقطه ي مقابل اين آدم مي دونن بنگرم ... و بعد برعکس! ... مي تونين امتحان کنين، جدا از هر قضاوتي به اين نتيجه رسيدم که اگه اين دو نفر قرار باشه باهم سر موضوعي بحث کنن، به احتمال خيلي زياد ديدگاه هاي طرف مقابل رو از منطق خودش غير منطقي ميدونه! علتش به نظرم اين اومد که دنياهاي اين دو نفر هيچ وجه مشترکي نداره! تنها راهي که براي به نتيجه رسيدن بحث مي تونه به وجود بياد اينه که يه ارتباطي بين دنياها به وجود بياد! يه راهي که زبان متفاوت دو دنيا رو به هم ترجمه کنه... ترسيدمالان ميگين اين چي داره برا خودش مي گه .. خوابم گرفت خلاصه اش اينه که چون سرت با کودکان فتاد پس زبان کودکي بايد گشود ، از نگاه هر طرف زبان ديگري زبان متفاوتيه، چون از دنيايي متفاوتيه.

مي دونيد به چي فکر ميکنم، بهترين کار براي اينکه علت رفتارهاي ديگران رو درک کنيم زبان دنياي آنها رو بفهميم...

طولاني و سنگين شد، باقيش باشه باهم بحث کنيم

____________________________
خدايا! ببخش، کم حرف شدم، البته در برابر تو! علتش رو هم مي دونم... مي سپرمش به خودت، هر کاري به تو سپردم، بهترين نتيجه رو ازش گرفتم... تنهام نزار

____________________________

پ.ني که قراره بعدا يه پست بشه: بلاگفا براي پست گذاشتن خيلي من رو اذيت کرد و پارسي بلاگ براي نظر گذاشتن، ولي نيمه ي پر ليوان ها قشنگتره!! ( جالترين خبري که شنيدم اين بود که کل بلاگفا حدود 500 گيگه!!!!! يعني اين همه سال نوشتن و نوشتن... شده 500 گيگ!!!! همه اش يه هارد !!!! )

پارسي بلاگي شديم، ولي پست ها رو توي هر دوتا وبلاگ ثبت ميکنم، نظرات اينجا رو غير فعال ميکنم، چون سيستم نظر دهي پارسي بلاگ خيلي با انعطاف تره و حتي قابليت ويرايش Html و خيلي مزاياي ديگه براي مديريت نظرات داره!

بلاگفا قابليت ثبت موقت داره که من خيلي ازش استفاده ميکنم، پارسي بلاگ قابليت هايي ديگه.... خلاصه در کنار هم استفاده ميکنيم،هر موقع اين قاط زد از اون يکي ، هر موقع اون يکي قاطي کرد از اين يکي در خدمت دوستان هستيم، هر موقع هم دوتاشون دعواشون شد، سر به جون يه سرويس ديگه مي کنيم...

ولي کلا بلاگفا يه چيز ديگه اس، پارسي بلاگ هم يه دنياي ديگه... خوب بود اگه مديرانش از تجربيات موفق يکديگر استفاده مي کردند...

از همين الان هم پذيراي تمام انتقادها و پيشنهاد هاي شما هستم

نکته ي کنکوري: حتما از قبل از ارسال نظرات توي پارسي بلاگ يه کپي ازش بگيرين، يه موقع هايي شوخيش ميگيره که حال گيري کنه